
بنا به تعریفی کلی و البته نه چندان کامل، سینما هنری ست مبتنی بر ضبط تصویری رویدادها که ترکیب خاص و عرضه آنها توام با طرح مفاهیم گوناگون بصورت مبانی ویژه در عرصه هنر، تجلی مییابد. تعریف ارائه شده بطور ویژه بر دو المان تاکید دارد: ضبط تصویری رویدادها و هم چنین طرح مفاهیم گوناگون. در عالم سینما، تصاویر و نماهایی عرضه میگردند که به خودی خود معنایی ندارند، بلکه این دنیای رنگین و سرشار از رنگ و نور باید همواره با منطقی معنایی همراه باشد. منطقی که میتواند در روایت یک داستان کلاسیک یا حتی در بستری از وقایع، بدون تاکید بر قصه و داستانگویی به معنای عامش نهفته باشد.
این وبلاگ بزودی با یادداشتی منفی بر یه حبّه قند ساخته رضا میرکریمی به روز خواهد شد رفقا، منتظر باشید.

این یادداشت پیش از این در شماره مردادماه 90 ماهنامه همشهری 24 منتشر شده است
تجربه شیرین و بعضا ناکام رویاپردازی های بشر، همواره موضوعی است چالش برانگیز و پر جاذبه که در مدیوم سینما-بخصوص در سینمای ایران- کمتر پرداختی نسبت بدان صورت پذیرفته.
پیش از هر چیزی بی نهایت سپاسگزارم از تمامی دوستانی که در این مدت کامنت گذاشتند و جویای احوال مدیر وبلاگ و مطالب این کلبه محقر شدند.
دوستان عزیز، بسیاری از شما عزیزان از پست جدید وبلاگ و زمانش پرسیده بودید. در این مورد باید مطلبی را عرض کنم خدمتتان:
همانطور که می دانید پدیده مجازی مارک زاکربرگ یا همان وب سایت "فیس بوک" اکنون تبدیل شده به پدیده ای فراگیر که روز به روز نیز در میان اهالی دنیای مجازی طرفداران جدیدی برای خود دست و پا می کند. از زمستان 89 اما منی که کوشیده بودم تا حد امکان از این شبکه اجتماعی اعتیاد آور دوری کنم نیز آلوده شدم و مجبور بودم بر سر دوراهی بایستم. اینکه همین خانه مجازی را حفظ کنم یا به فیس بوک بروم. و متاسفانه فضای خوش رنگ و لعاب و آزاد اندیشانه فیس بوک مرا از اینجا دور کرد.
روی سخن من با خوانندگان همیشگی این وبلاگ است. اگر همچنان متمایل به پیگیری مطالب سینمایی و غیر سینمایی من هستید می توانید به صفحه فیس بوک من بیایید و با هم بحث و تبادل مجازی داشته باشیم. می دانم که این خانه مجازی همچنان فضای آشناتری دارد اما باور بفرمایید جدایی از فیس بوک برای من کاری ست بس دشوار. آنجا می توانید بطور روزانه شاهد پست هایی از من باشید و نظر بدهید.
البته سعی بر اینست که این وبلاگ نیز در یک مدت زمان مشخص به روز شود تا اگر عده ای از دوستان به هر دلیلی امکان دسترسی به فیس بوک را نداشتند بتوانند همچنان با بنده و این وبلاگ ارتباط داشته باشند.
ار تک تک شما بزرگواران سپاسگزارم. به امید دیدار مجازیتان در فیس بوک. در ضمن این وبلاگ ظرف چند روز آینده با یادداشتی بر اینجا بدون من بهرام توکلی بروز خواهد شد.
این یادداشت پیش از این در روزنامه تهران امروز منتشر شده است/ لینک مطلب در روزنامه

در این اوضاع آشفته سالیان اخیر سینمای ایران، همواره خبر ساخت آثار سینمایی توسط بزرگان سینمای این مرز و بوم، تنها اتفاق خوشایندی است که میتواند برای سینما دوستان رخ دهد. مسعود کیمیایی فیلمسازی است که طی چند سال گذشته همواره با ساخت آثاری جدید، واکنشهای شدیدا ضد و نقیضی را بر انگیخته و دیدگاههای متفاوتی را بر مسند قضاوت نشانده. آخرین فیلم مسعود کیمیایی«جرم» نام دارد که چند صباحی است مهمان پرده نقرهای سینماهای ایران است.
این یادداشت پیش از این در وب سایت تخصصی سینمانگار منتشر شده است / لینک مطلب در این وب سایت

مقدمه: حکایت غریبی است قضاوت ما آدمیان در مورد هم نوعان پیرامونمان و اعمال و آثارشان. حکایتی کاملا نسبی که نفس بشر همواره از یک تصمیم گیری صحیح و بی غرض در این باب عاجز بوده. صدور حکم همواره اولین واکنشی است که از انسان های ساکن در جوامع بشری در مواجهه با موقعیت های مختلف سر می زند. چنین واکنشی بیش از هر چیز بر بزنگاه های عاطفی متکی است که در شرایطی خاص بروز می یابند. و از همین جاست که عمیق ترین موقعیت های درونی، با ایماژ ذهنی در هم می آمیزند و تصویری از افراد و موضوعات مورد قضاوت ارائه می دهند. ترسیم چنین موقعیت هایی توسط ابزار جادویی هنر، جسارت و هوش بالایی می طلبد. چرا که همواره خالق را به اظهار نظری کاملا غریزی نسبت به مخلوق بر می انگیزاند. حال از چارچوب سینما به قضایا بنگرید. اصغر فرهادی یکی از معدود کارگردانان سینمای ماست که فرزند زمانه خویش است و همان بزنگاه های مذکور را دغدغه ای متعالی می داند. وی همواره به دنبال طرح ریزی پازلی بوده که جفت و جور کردن آن تنها از دریچه دیدگاه شخصی مخاطب بر می آید.
نویسنده :
امیررضا تجویدی - ساعت ۳:۱٦ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
این یادداشت پیش از این در شماره 101 ماهنامه تخصصی فیلمنگار منتشر شده است.

مقدمه: در میان فیلمنامه نویسان بیست سال اخیر سینمای جهان، قطعا کوئنتین تارانتینو جایگاهی قابل توجه و بارز را داراست. فردی که البته در مواجهه با مخاطبانش با دو واکنش برخورد می کند؛ عده ای او و فیلم هایش را آثاری بی محتوا و سر هم بندی شده توصیف می کنند و البته عده ای نیز آنها را شاهکارهایی تابو شکنانه می دانند. در هر صورت سینمای تارانتینو و مفاهیم عمیقا پست مدرن و البته ارجاعات مذهبی و فرامتنی آثار وی بسیار قابلیت بحث دارند. عمده آثار تارانتینو را معمولا نمی توان در داریره ای مفروض و به یک شکل تحلیل کرد. او همواره داستان هایی را برمی گزیند که چندان در ادامه سیر منطقی اثر پیشینش قرار ندارد. به همین دلیل به وجهه های گوناگون عناصر مشترک وی در آثارش می پردازیم:
این یادداشت پیش از این در روزنامه تهران امروز منتشر شده است/ لینک مطلب در این روزنامه

چهار سال پیش هنگامیکه بهرام توکلی با فیلم «پابرهنه در بهشت» بهعنوان شگفتی جشنواره بیست و پنجم لقب گرفت، کسی فکرش را نمیکرد که این جوان خوش ذوق سینمای ایران به جایگاهی بالاتر از این برسد. سه سال بعد اما توکلی با فیلمیبه سینمای ایران بازگشت که اکنون نام وی را بیش از پیش در میان فیلمسازان مهم مطرح کرده است.
این یادداشت پیش از این در شماره 100 ماهنامه تخصصی فیلم نگار منتشر شده است.

"یا مثل یه قهرمان می میری یا انقدر زنده می مونی تا خودت رو ببینی که مبدل به یه تبهکار فاسد شدی"
دیالوگی از بتمن-شوالیه سیاه
در میان فیلم سازان و فیلم نامه نویسان سینمای نوین آمریکا، کمتر کسی را می توان یافت که به ترکیبات درستی برای خلق پرسوناژی که از آن با عنوان "قهرمان منفعل" یاد می کنند، دست یافته باشد. شاید بتوان در این عرصه، سه فیلم ساز و فیلم نامه نویس پیشکسوت را در محور قرار داد. جوئل و ایتن کوئن، برادران ملقب به نابغه کوئن، مارتین اسکورسیزی و البته مهم ترین آنها، مایکل مان، فیلم سازانی هستند که همواره در آثار خود، شمایلی را از قهرمان اصلی خود خلق می کنند که در ظاهر، تفاوت های بسیاری را با یک قهرمان ایده آل دارند، اما همگی، انسان هایی هستند که سیری غریب را برای کامل شدن طی می کنند، سیر قهقرا تا رستگاری را.
این یادداشت پیش از این در روزنامه تهران امروز به چاپ رسیده است/ لینک مطلب در این روزنامه

بالاخره و پس از ماه ها انتظار جوایز هشتاد و سومین دوره مراسم آکادمی اسکار نیز به برندگان اعطا شد. آکادمی اسکار همواره با جذابیت های خاص خود همراه بوده اما همواره ایرادی بر آن وارد بوده که عبارت است از قابل پیش بینی بودن جوایز. اعضای آکادمی اما از سال گذشته روند متفاوتی را در پیش گرفته اند. از اعطای جایزه بهترین فیلم سال گذشته به فیلم گنجه رنج بگیرید تا همین دوره که جایزه بهترین فیلم و همه جوایز اصلی به فیلم سخنرانی پادشاه رسید.
اقدام آکادمی اسکار به فیلم جدید تام هوپر اما کمی تعجب بر انگیز بود. از همان ابتدا که ده کاندیدای بخش بهترین فیلم
اعلام شده بودند چهار فیلم از شانس بیشتری برخوردار بودند: سخنرانی پادشاه، شبکه اجتماعی، تلقین و قوی سیاه که البته پس از مدت اندکی دو فیلم انتهایی از لیست پیش بینی ها حذف شدند.
این مطلب پیش از این در روزنامه تهران امروز منتشر شده است/ مشاهده مطلب در این روزنامه
پی نوشت: بالاخره موسم اسکار فرا رسید. مراسمی که مهم ترین جوایز سینمایی سال را اهدا می کند. به همین مناسبت بعد از مدت ها لیست ده فیلم برترم را به ترتیب همین جا قرار می دهم. مطلب را می توانید در ادامه مطلب مشاهده کنید:
- INCEPTION: ******
- BLACK SWAN: *****
- SHUTTER ISLAND: ****
- THE SOCIAL NETWORK: ****
- THE KINGS SPEECH: ****
- TOY STORY 3: ****
- GHOST WRITER: *** 1/2
- WINTERS BONE: *** 1/2
- TRUE GRIT: ***
- RABBIT HOLE: ***
پی نوشت: باز هم پوزش بابت تاخیر. جشنواره به پایان رسید و جوایز تقسیم شدند. به همین مناسبت پنج فیلم برتر جشنواره از نظر من این فیلم ها هستند:
1-جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی)
2-اسب حیوان نجیبی است (عبدالرضا کاهانی)
3-آفریقا (هومن سیدی)
4-جرم (مسعود کیمیایی)
5-ورود آقایان ممنوع (رامبد جوان)
در ادامه مطلب می توانید دو یادداشت من بر فیلم های جشنواره در سینمانگار را به صورت یک جا بخوانید.
← صفحه بعد