یادداشت های عمدتا! سینمایی امیررضا تجویدی

نظرات من در مورد سینمای ایران و جهان

 
بهترین های جشنواره ۲۸ فجر از نگاه من
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸
 

جشنواره فجر ۲۸ هم به پایان رسید و زندگیمان دوباره به روال عادی خود برگشت،در این پست برترین های جشنواره را از دیدگاه کم دقت بنده مشاهده خواهید کرد.

البته جای بسیاری از فیلم های خوب دیگر در این  لیست خالی است که دلیلش اینست که به دلیل مشغله های درسی،موفق به دیدار برخی فیلم های خوب جشنواره نشدم...

لینک نظر سنجی بهترین های فجر از نگاه نویسندگان آدم برفی ها

پیش نوشت:حتما خاطره پائین پست را بخوانید.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
روزنوشت جشنواره ۸۸/ چهل سالگی و هفت دقیقه تا پائیز
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸
 

این مطلب پیش از این در نشریه فرهنگی اینترنتی آدم برفی ها منتشر شده است/ لینک مطلب در این نشریه

معیار ارزشگذاری(در مقیاس سینمای ایران):

عالی:****

خوب:***

متوسط:**

ضعیف:*


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
روزنوشت جشنواره ۸۸/ تهران،طهران و پرسه در مه
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸
 

این یادداشت پیش از این در نشریه فرهنگی اینترنتی آدم برفی ها منتشر شده است/ لینک مطلب در این نشریه

معیار ارزشگذاری(در مقیاس سینمای ایران):

عالی:****

خوب:***

متوسط:**

ضعیف:*



 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
یادداشتی بر دو فیلم جشنواره فیلم فجر/۲(راز دشت تاران،صد سال به این سالها)
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸
 

این یادداشت پیش از این در نشریه فرهنگی اینترنتی آدم برفی ها منتشر شده است/ لینک مطلب در این نشریه

معیار ارزشگذاری(در مقیاس سینمای ایران):

عالی:****

خوب:***

متوسط:**

ضعیف:*



 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
یادداشتی بر دو فیلم جشنواره فیلم فجر
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸
 

این یادداشت پیش از این در نشریه فرهنگی اینترنتی آدم برفی ها منتشر شده است/ لینک یادداشت به رنگ ارغوان     لینک یادداشت آل

پیش نوشت:این یادداشت ها قرار بود زودتر از اینها منتشر شود اما به دلایلی نشد!

برای اولین بار می توانید امتیاز فیلم ها را هم در کنار نام آنها که با ستاره مشخص شده است،مشاهده کنید:

معیار ارزشگذاری(در مقیاس سینمای ایران):

عالی:****

خوب:***

متوسط:**

ضعیف:*


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
یادداشتی بر استخوان های دوست داشتنی پیتر جکسون/ جکسون،کارگردانی مولف...
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ بهمن ۱۳۸۸
 

این یادداشت پیش از این در روزنامه تهران امروز به چاپ رسیده است/ مشاهده فایل پی دی اف در این روزنامه  

      

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
یادداشتی بر تنها دوبار زندگی می کنیم بهنام بهزادی/ چه حسرت هایی که می آیند...
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
 

این یادداشت پیش از این در نشریه فرهنگی اینترنتی آدم برفی ها منتشر شده است/ لینک مطلب در این نشریه

     

پی نوشت:این یادداشت قرار بود پیش تر از اینها روی وبلاگ قرار داده شود،اما به دلایلی نشد،بابت این تاخیر پوزش می طلبم.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
دو پیشنهاد...
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸
 

۱.اگر بهتان بگویم که فیلم جدید پیتر جکسن،استخوان های دوست داشتنی،تاثیر گذارترین فیلمی است که تاکنون در زندگی کمبارم به تماشایش نشستم باور می کنید؟اگر بهتان بگویم دیشب تا ۵ بامداد بغض عجیبی ته گلویم نشسته بود و اجازه خواب بهم نمی داد باور می کنید؟اگر بگویم که یکی از معدود فیلم هایی بود که روح انسان خشنی چون من را شدیدا از لحاظ عاطفی دگرگون کرد و مرا با خاک یکسان کرد باور می کنید؟باور می کنید که من دیشب با تماشای این فیلم روانی شده بودم؟

فیلم جدید پیت جکسن در یک کلام:شاهکار بود،ارباب حلقه ها را همیشه بعنوان یک اثر حماسی عظیم دوست داشتم و کینگ کنگش را هم تقریبا از لحاظ بصری بهترین فیلم این موجود دوست داشتنی می دانستم،اما در مورد هیچیک چنین احساسی نداشتم!چه کرد این فیلم با من...بهترین فیلمی که در این دوسال ساخته شده و به نمایش در آمده بی شک همین اثر بی نهایت زیبا و تاثیر گذار جکسن است...برادرانه،خالصانه،ملتمسانه به همگی تان توصیه می کنم که این شاهکار پیتر جکسن را تهیه کنید و ببینید...همین امروز یک یادداشت نسبتا طولانی در موردش نوشتم که بعدها روی وب قرارش خواهم داد...خواهش می کنم ببینیدش...

۲.فصلنامه پیمان در شماره ۴۹ پائیزش،۲۰۴ صفحه را به فیلم تردید واروژ کریم مسیحی پرداخته و تقریبا یک کتاب جامع شامل یادداشت هایی از:بهرام رادان،مهتاب کرامتی،علیرضا شجاع نوری،مصاحبه با محمد مطیع،بهرام بدخشانی،واروژ کریم مسیحی و...تدارک دیده...

هم چنین استاد بهرام بیضایی پس از سال ها دست به قلم شده و با نثری فوق العاده یادداشتی در مورد تردید و خود واروژ نوشته که خواندنش را اکیدا به همه(مخالفان و موافقان فیلم)توصیه می کنم،مینو فرشچی،جمشید ارجمند،احمد طالبی نژاد،زاون قوکاسیان،علیرضا منجمی،نقد های نوشته اند که جملگی بسیار قوی و زیبا هستند و هم مخالفان فیلم می توانند از آن استفاده کنند و هم موافقان...در انتها هم در ۱۰ صفحه میزگردی در مورد فیلم با حضور همه این عزیزان شکل گرفته و بحث های بسیار جالب دیگریکه همگی را می توانید در این فصلنامه بخوانید...از دستش ندهید چون خیلی وقت بود کتابی این چنینی در مورد فیلمی منتشر نشده بود...این فصلنامه را می توانید از فروشگاه نشر نی و نشر ثالث واقع در خیابان کریم خان زند تهیه کنید.                                                                                            


 
comment نظرات ()
 
 
شمارش معکوس تا فجر ۲۸
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸
 

قول داده بودم که در این پست یادداشتی قرار دهم در مورد تنها دوبار زندگی می کنیم بهنام بهزادی،اما بنا به دلایلی این پست موکول شد به سه،چهار روز دیگر.

دلیل این امر اعلام اسامی فیلم های شرکت کننده در بخش مسابقه و خارج از مسابقه و فیلم های اول و دوم جشنواره فجر ۲۸ است.

البته مشخصا خیلی این خرده را خواهند گرفت که جشنواره فیلم فجر یک جشنواره دولتی است و باید تحریم شود و...،اما خب همواره تنها امیدی که دانشجویان و کلا قشر اندک سینمایی ایران داشته اند،همین جشواره فیلم فجر است و تحریمش هم به نظرم منطقی نیست،چون امری نیست که مستقیما به دولت مربوط شود...

در ادامه مطلب هم لیست فیلم های جشنواره را به طور کلی می بینید و هم گزینه هایی که ارزش دیدن را دارنداز نظر بنده،با رنگ قرمز مشخص شده اند.

ضمنا از ۲۵ دی ماه پیش فروش اینترنتی بلیط های جشنواره فیلم فجر آغاز می شود که برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به اینجا مراجعه کنید.



 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
پیشنهادات آذر-دی ماه آشپز!
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸
 

ظرف دو ماه گذشته زمان بسیار کمی داشتم برای فیلم دیدن و با توجه به اوضاع و احوال این روز ها و ماه هایم(که البته فقط برای من اینگونه نیستند!)،ترجیح دادم تا بعنوان یک انسان منعطف و نه منتقد،به تماشای فیلم های همه پسندی بنشینم که در عین عامه پسند بودن،حرف های جدیدی برای گفتن داشته باشند...

همه این مقدمه چینی ها را کردم برای اینکه بگویم اگر لیست را در ادامه مطلب خواندید،از دیدن نام های کمدی این فهرست،تعجب نکنید.

البته نیمی از این فهرست در حد یک شاهکار زیبا و قابل تاملند و سایر آثار هم در ژانر خود جزو آثار شاخص محسوب می شوند.

فهرست ادامه مطلب بر حسب برهه های زمانی که این فیلم ها را دیده ام مرتب شده است.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
داریم شبامونو با تن یه مرده قسمت می کنیم...
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸
 

 

                              شاکی روزگار منم، تموم این شهر متهم
                           

                            یه حادثه چند ساعته با من می‌آد قدم قدم

                         

                           زخما دهن وا می‌کنن، وقتی دل از دشنه پره

                  

                        دست من‌ رو بگیر که پام رو خون عشقم می‌سره

                          

                          بگو که از کدوم طرف می‌شه به آرامش رسید 


                          وقتی تو چشم هر کسی برق فریبو می‌شه دید


                           
راه ضیافتو به من دستای کی نشون می‌ده


                       وقتی که حتی گل سرخ این روزا بوی خون می‌ده


                وقتی زندگی با چاقو قسمت می‌شه
 ، وقتی رفاقتا خیانت می‌شه


             محکمه‌ تو تو خیابون بر پا کن
 ، وقتی که عشق همرنگ نفرت می‌شه

    

   
تمرین مرگ می‌کنم تو گود این پیاده‌ رو ، 
یه چیزی انگار گم شده توی نگاه من و تو


  
دارم به داشتن یه زخم تو سینه عادت می‌کنم
 ، دارم شبامو با تن یه مرده قسمت می‌کنم

 

                            دانلود این ترانه با صدای رضا یزدانی

تازه نوشت:اینجا را حتما ببینید،شاهکار است...!!!


 
comment نظرات ()
 
 
یک سکانس/ فصل جاده-کنعان
نویسنده : امیررضا تجویدی - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
 

تازه نوشت:برای دانلود موسیقی شاهکار کریستف رضاعی بر این فیلم اینجا کلیک کنید.

دیروز پس از مدت ها دوباره به تماشای کنعان مانی حقیقی نشستم و اغراق نیست اگر بگویم که نه تنها خسته نشدم،بلکه باز هم بیش از پیش عاشق و شیفته اش شدم.هنوز هم معتقدم که کنعان یکی از خوش فرم ترین فیلم های داستان گوی چند سال اخیر سینمای ایران است.دیشب که مجددا مشغول تماشای فیلم بودم،یک سکانس بیش از سایر سکانس ها مسحورم کرد،فصل جاده با حضور مینا و مرتضی و بازی های حیرت انگیز محمدرضا فروتن و ترانه علیدوستی عزیز...

در این سکانس نظاره گر مشاجره مینا و مرتضاییم،زوجی که زندگی زناشویی شان به انتهای خط رسیده،به قول خودشان ازدواجشان از همان اول اشتباه بوده،حالا زن قصد ترک وطن دارد و همسر را تنها خواهد گذاشت...در این سکانس حرف های مهمی زده می شود،توجیه مینا که چندان منطقی نیست و مغلطه مرتضی،هر دو دیدنی اند و قابل تحسین...


خارجی. روز. جاده
مینا و مرتضی همچنان سوار ماشین از جاده‌ های پرپیچ و خم می گذرند. مدتی در سکوت می گذرد.

مرتضی: یه چیزی بگو.

مینا: چی بگم؟ چته تو؟     مرتضی: حرف بزن.   مینا: چی می‌خوای بگم بهت؟ مرتضی: یه موقعی این‌طوری نبود. چی شد؟ مشکل از منه؟ خونه ندارم؟ ماشین ندارم؟ کار ندارم؟ (مینا نگاهش را از مرتضی می گیرد.) عوض شدم؟ (مینا دوباره به مرتضی نگاه می‌کند.) خب عوض شدم. آدم عوض می شه دیگه. مگه دست منه؟ یا مگه تو خودت عوض نشدی؟ مگه تو همون مینای ده سال پیشی؟ مگه اون کارهایی که می گفتی رو کردی؟ مگه سر حرفت وایسادی؟ معمار شدی؟ خونه ساختی؟ نشدی! نساختی! چرا؟ کی جلوتو گرفته بود؟ من یه‌ بار گفتم نکن، نمی شه، نمی ذارم، نمی تونی؟ من که بابا هر چی خواستی بهت دادم، به هر سازت که رقصیدم.
 مینا: داد نزن.
مرتضی: داد می زنم! چرا نزنم؟ گفتی کار نمی کنم که درس بخونم، گفتم باشه. گفتی بچه نمی‌خوام که کار کنم، منِ خرِ خاک‌ برسر گفتم باشه. خونه ساختم، گفتی پول توش نیست. برج ساختم، گفتی بساز بفروشی. هر غلطی که کردم غر زدی. تنهام گذاشتی. منو تنها گذاشتی، مینا! حالام بعد از ده سال داری منو با هیچ و پوچ می ذاری و میری. با هیچ و پوچ! من ندونم چرا؟ نپرسم؟

مینا: گفتنی نیست.

مرتضی: آخه یعنی چی گفتنی نیست؟ یا می دونی چرا، یا نمی دونی. اگه میدونی بگو مام بفهمیم. اگه نمیدونی، گه می خوری میخوای جدا شی!


مینا: درست حرف بزن!

مرتضی: من آدمم، شوهرتم، ده سال باهات زندگی کردم! داری می کشی منو. چی میخوای تو؟

مینا: (فریاد می کشد) می خوام ولم کنی! ولم کن دیگه، اَه!


مرتضی از فریاد مینا جا می خورد. تریلی بزرگی با سروصدای زیاد از کنار ماشین مرتضی رد می شود. مرتضی ترمز می کند و سپس، آرام، ماشین را کنار می زند و نگه می دارد. حالا هر دو آرام‌تر می شوند...

مینا: بذار بهت بگم... من صبح که پا می شم... دلم می خواد کسی باهام حرف نزنه. می خوام از خونه که می رم بیرون، کسی منتظرم نباشه برگردم. دل کسی واسم تنگ نشه. کسی منو نخواد... می خوام تنها باشم، مرتضی... من نباید زنت می شدم. بچه بودم. اشتباه کردم.


مرتضی نمی داند چه بگوید.

مینا: دو روز دیگه پا می شم، نگاه می کنم می بینم پیر شدم، دستام خالیه، هیچی ندارم از خودم. اگه ولم نکنی برم دلم می پوسه اینجا، مرتضی.

 

مرتضی: تو بند نمی شی اون طرف. برمی گردی. سرت می خوره به سنگ، برمی گردی...

 

مینا: اینا رو نگو، مرتضی. اون همه سال که آذر نبود من تک‌ و تنها گلیم خودمو از آب بیرون کشیدم. تازه، اومدیم و نشد. لااقل حسرت‌شو نمی خورم، می گم سعی ام رو کردم.

 

مرتضی: بی کس می شی، مینا. کم دردی نیست بی کسی. من دوستت دارم، عاشقتم...

 

مینا: ولی من دیگه عاشقت نیستم. دوستت داشتم مرتضی، خیلی دوستت داشتم. همه چیز من تو بودی، اون همه سال... ولی تموم شد. هیچی نمونده ازش...

پی نوشت ۱:از این پس قصد دارم بخش جدیدی به مطالب وبلاگم اضافه کنم مانند متنی که خواندید،یعنی نگارش سکانسی به یاد ماندنی از فیلمی که دوستش دارم.نظرتان را در موردش به بنده اطلاع دهید...

پی نوشت ۲:فیلم جدید وودی آلن اصلا برایم جالب نبود و حکم یک سقوط آزاد را داشت به نظرم،تاکنون چنین فیلم کم دقتی از آلن ندیده بودم...

پی نوشت ۳:خواهشا تنها دوبار زندگی می کنیم را ببینید،نفسم بند آمد از تماشای مجدد فیلم...


 
comment نظرات ()