نگاهی کوتاه به "اینجا بدون من" بهرام توکلی / خوانش خوشایند یک کابوس...


بهرام توکلی، پس از ساخت آثار قابل تعمقی چون پابرهنه در بهشت و پرسه در مه، در اینجا بدون من به واکاوی روابط کابوس وار یک زندگی رو به زوال در نقطه ای از جغرافیای مکانی تهران می پردازد؛ خانواده ای که در هر گوشه ای از آن فردیت یکی از اعضایش در شرف نابودی است. توکلی با ترکیب المان هایی متفاوت، به نمایش عریان این فضای شکننده می پردازد. اینجا بدون من اقتباسی است بومی از نمایش نامه باغ وحش شیشه ای تنسی ویلیامز و همین موجب شده تا سازنده- در اقدامی کم سابقه در مقیاس سینمای ایران- برای تبیین موقعیت اجتماعی این خانواده و زندگی روزمره ای که برای بسیاری از ما ایرانیان قابل لمس می باشد، از نوعی رئالیسم جادویی بهره گیرد. فیلم با موقعیتی کابوس وار آغاز می شود تا روال تدریجی اختلاط رویا و واقعیت را برای روایت داستان به ظاهر ساده اش در پیش گیرد. کاراکترهای مخلوق بهرام توکلی انسان هایی هستند سرشار از ایده و تخیل که در صورت یافتن محملی برای ارائه درونیات خود می توانستند به یک زندگی آرمانی دست یابند اما هر بار سایه سنگین مسئولیت و زندگی خشن پیرامونشان، از آنها موجوداتی ساخته تابع شرایط تحمیلی محقرانه ای که باید در آن برای بقای خویش بکوشند، نه عرضه خویش. اینجا بدون من نمایانگر حسرت هایی است که برای رفعشان چاره ای نیست جز پناه بردن به دنیایی رویاگون، که شاید همان اتوپیای حقیقی باشد که به دنبالش هستیم؛ در عوض زندگی روزمره آن فضای کابوس واری است که باید آن را بدون وجود خویشتن تصویر کرد و برای رهایی از این کابوس وحشت زا چه راهی نیکوتر از پناه بردن به هنری چون سینما و ترسیم ذهنی جغرافیایی محبوب از زندگی سرشار از ناامیدی مان؟ می توان دل سپرد به یک هپی اند خیالی و سینمایی و برای لحظه ای از زندگی رو به تباهی خلاصی یافت. می توان خواهر معلول را در قامت عروسی خوشبخت تصور کرد و سیمای مادر همیشه دل نگران را آرام و دور از دلشوره به نظاره نشست. آری، سمفونی درد و خیال بهرام توکلی اینگونه تکمیل می شود. هر چند مقطعی و غیر واقعی، شاید بتوان در دنیایی ذهنی به مامنی مناسب پناه برد و این برای بشر غمزده امروز، مناسب ترین راه آزادی از رنج و دردهای ویرانگر زندگی اجتماعی است.


/ 12 نظر / 60 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میوز خلاق

اقتباس قابل قبولی بود و امیدوارم فیلم بعدی توکلی هم اثر خوبی باشد.

آرام

میبینم که وبت مثل مال من خلوته.و شده کویر لوت.ای این فیس بوک وربیفته همه راحت شن.[خرخون] وقت داشتین بیاین یه وب گردی اساسی بکنید و خودتون رو از دست این فیس بوک راحت کنید.[متفکر]

مهدی

چرا اين دفعه تنها داستان فيلم رو تعريف و تفسير كردي و نقاط ضعف و قوتشو نگفتي؟

آرام

[لبخند]احتمالا فرشته آمین نشسته بوده رو شونم!!! با یه پیشنهاد شنیدنی و قشنگ به روزم.

مجید

سلام... خیلی فیلم زیبایی بود.بازی ها ی فوق العاده ی بازیگران و فیلمنامه ی قوی خیلی به موفقیت این فیلم کمک کرد.

باسلوق جان

در این فیلم نه تنها کاراکترها تخیل می کنند و به زندگی آرمانی می رسند که خود کارگردان با نمایش سینمای پر از تماشاچی خود را یک رویا پرداز تصور می کند که در یک سکانس (حدقل) به رویای سینمایی پراز بیننده می رسد

مهدي

با مطلب "خوابي عجيب اما تامل برانگيز!" بروزم.

رضا خامکی(مهدی)

با مطلب "توضیح و قضاوت درباره تعاریف ارائه شده از منطق" بروزم.

زینب

سلام. اینجا بدون من فیلمی بود که تکرار نمیشود.بهرام توکلی فیلمسازیست که خوب میفهمد. حیف که پابرهنه در بهشت دیده نشد.یکی از خوش دیالوگ ترین فیلمهای این چند دهه بود. ممنون از شما که خوب مینویسید و منصف.

ماني

براي اطلاع از برترين آثار هنري روز به سايت ما سر بزنيد! همچنين مي توانيد در قرعه كشي رايگان سايت ما شركت كنيد. گروه ديوار شهر در حال طراحي نخستين شهر مجازي مي باشد. آخرين آلبوم هاي موسيقي - تازه هاي كنسرت - تازه هاي تئاتر - تازه هاي نمايشگاه آثار هنري و تازه هاي سينما www.divareshahr.com